❤دورهمی❤

♥welcom to my blog♥

❤دورهمی❤

♥welcom to my blog♥

❤دورهمی❤

سلام دوستای گلم،من مهتابم .ازاینکه به وبلاگم سرزدین ویا اگر نظری هم ارسال کردین واقعا ممنونم.❤
من سعی میکنم تواین وبلاگ بهترین چیزا رو براتون به اشتراک بذارم،حالا چه عکس،چه متن و...
البته اینم بگم که سعی میکنم بیشتر پست های دخترونه بذارم ^_~
اگر از وبم خوشتون اومد لطفا به دوستانتون هم معرفی کنید تابیان وازمطالب اینجا بهره مند بشن،
اگرم خوشتون نیومد که هیچی دیگه...خب دیگه من زیادحرف زدم،خودتون برید ببینین...
باتشکر.دوستدارشما مهتاب❤
my instagram:mahtabnaseri3333

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
نویسندگان

۱۳ مطلب با موضوع «غمگین» ثبت شده است

۰۱
مرداد

با اینکه بیشتر ازبیستوپنج روزنبود،ولی......

.

.

.

خیلی دلم برات تنگ شده.....

بی معرفت...

😢😢😢

۲۹
فروردين

هیچ باور نمیکردم اگربگویم برو،میروی و مرا با داشتن این همه خاطره تنها میگذاری....!

......

گفتی:زمان همه چیز را درمان میکند...خنده ام میگیرد!!!این همه آشوب به راه انداخته ورفته ای که کاری دست زمان داده باشی؟؟!!

....

برو....!روزگاری میرسد که برگردی،آن موقع زمان را برایت معنا خواهم کرد...

.......

آموختم هرکسی یادم نکرد،یادش کنم؛شاید او تنهاتراز من باشد....

.......

یادمان باشد همیشه ذره ای حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود"،کمی کنجکاوی پشت هر"همینطوری پرسیدم"،قدری احساسات پشت هر"به من چه اصلا"،مقداری عصبانیت پشت هر"چه میدونم" و اندکی درد پشت هر"اشکالی نداره"وجود دارد...!

......

از هیچ راه افتادم،دلو به جاده ها دادم،از یادهمه رفته،سردرگم و آشفته،نه درگذر باکسی،نه پرزدن درقفسی،نه منتظر هم نفسی،گفتم از چه میترسی،آخرش یه راهی هست،آخرش مگه رنگی بدتراز سیاهی هست؟!سهم دل ما این بود،آلوده و بیهوده،نه روسفید پیش یار،نه سرفراز در دیار...

.....


۲۴
اسفند




۰۴
اسفند

داغون....خسته....بی اعصاب....مریض.....عاشق.....دلتنگ....ناراحت....گریه های یواشکی زیرپتو.....دپرس....بی حوصله.....پر بغض.....همش دنبال یه اتفاق تازه.....نا امید.....دلشکسته.....یهو وسط خنده میزنم زیر گریه...(!)..پشیمون....

متنفر.....دلم یه بغل پراز آرامش میخواد....شدیدا به وجودش نیاز دارم.....

و...و...و.....

+گفتنشون چه فایده ای داره؟!

_شاید یکم سبک شم....!شاید....

۰۴
اسفند

دلم یه اتفاق تازه میخواد....!!!

۲۲
آبان

با آرزوی صبر برای تمامی بازماندگان این حادثه تلخ وناگوار...


۲۲
آبان

مرا اینگونه باور کن...

کمی تنهاو بی کس...کمی ازیاد ها رفته...خداهم ترک ماکرده...خدا دیگر کجا رفته..؟نمیدانم! مرا آیا گناهی هست؟!

شاید هست که جرم،این غریبی و جدایی هست.....

۰۶
شهریور

سخت است دنیایت یک نفر باشد 

و

توهمان یک نفر راهم نداشته باشی...

گل خونی

گاهی آنقدربغض داری 

که

فقط باید مرد باشی 

تا

بتوانی گریه کنی...

گل خونی

خدایا!

این روزها که تموم شد

میام

میزنم روشونت ومیگم:

جنبه رو حال کردی؟!

گل خونی

نقاش خوبی نبودم 

اما

این روزها به لطف توانتظار

را

دیدنی میکشم...

گل خونی

ناله هایم را فقط خودم میشنوم

گوش هایت را تیز نکن...

تنهایی بی صداست...

گل خونی

همه چی داشت خوب پیش میرفت

تا اینکه

بزرگ شدیم...

گل خونی

هرگز تمامت را برای کسی رو نکن؛

بگذاردست نیافتنی باشی...

آدم ها تمامت که کنند،

رهایت میکنند....

گل خونی

به مدت تمام دلتنگی هایم به من بدهکاری...

وعدهٔ ماباشد روزی

که

دلتنگم شوی...

گل خونی

گریه کارکمی است برای توصیف نداشتنت...

دارم به رفتارپرشکوهی مثل

"مرگ"

فکرمیکنم...

گل خونی

تیغ روزگارشاهرگ کلامم 

را

چنان بریده

که

سکوتم بند نمی آید...

گل خونی

خدایا!

یه مرگ بدهکارم

و

هزار آرزوطلبکار...خسته ام...!

یا

طلبم رابده

یا

طلبت رابگیر...

!!!

گل خونی

۰۶
شهریور

همه یهویی هاخوبن:

یهویی بغل کردن

یهویی بوسیدن

یهویی دیدن

یهویی سورپرایزکردن

یهویی بیرون رفتن

یهویی دوست داشتن

یهویی عاشق شدن

....اما...

.....امان از یهویی رفتن.....


۰۶
شهریور

این روزهایم به "تظاهر" میگذرد...

تظاهربه بی تفاوتی...تظاهربه بیخیالی....تظاهر به شادی....تظاهربه اینکه دیگرهیچ چیزمهم نیست....

اما....چه سخت میکاهداز جانم این "نمایش"...